محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6273

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كه در اثناى آن يعقوب ، طوق را اسير كرد . و سبب آن ، چنان كه گفته‌اند ، اين بود كه على ابن حسين بن قريش به سلطان نامه نوشت و خواستار كرمان شد - وى پيش از آن عاملان خاندان طاهر بوده بود - در نامهء خويش از ضعف خاندان طاهر سخن كرد كه اين ولايتهاى سپرده به خويش را مضبوط نداشته‌اند و يعقوب بن ليث ، سيستان را از دستشان گرفته و در كار فرستادن خراج فارس كندى كرده . سلطان ولايتدارى كرمان را براى او نوشت و هم او ولايتدارى آنجا را براى يعقوب نوشت ، مىخواست با اين - كار هر يك از آنها را بر ضد ديگرى برانگيزد كه هر كه تلف شود زحمتش از سلطان برخيزد و تنها به ديگرى پردازد ديگرى كه هر كدامشان دشمن و عصيانگر وى بودند . وقتى سلطان چنين كرد يعقوب از سيستان به آهنگ كرمان حركت كرد . على ابن حسين از خبر يعقوب آگاه شد و اينكه با سپاهى انبوه قصد كرمان دارد و طوق ابن مغلس را از فارس فرستاد . طوق سوى كرمان رفت و زودتر از يعقوب آنجا رسيد و به كرمان درآمد . يعقوب نيز از سيستان روان شد و به يك منزلى كرمان رسيد . يكى كه مىگفت در كار يعقوب و طوق حضور داشته به من گفت كه يعقوب در آنجا كه اقامت داشت ، ( 383 به يك منزلى كرمان ، بماند و يك ماه يا دو ماه از آنجا حركت نكرد ، اخبار طوق را مىجست و هر كه از كرمان به طرف وى برون مىشد در بارهء كار طوق از او پرسش مىكرد ، اما نمىگذاشت كسى از طرف اردوگاه وى به كرمان گذر كند . طوق به طرف وى نمىرفت و او نيز به طرف طوق نمىرفت و چون اين كارشان به درازا كشيد ، يعقوب چنان وانمود كه از اردوگاه خويش به طرف سيستان حركت مىكند و يك منزلى برفت . وقتى خبر رفتن وى به طوق رسيد پنداشت كه راى وى در بارهء نبرد طوق ديگر شده و كرمان را به او و على بن حسين واگذاشته ، پس ابزار نبرد بنهاد و به نوشيدن نشست و لوازم سرگرمى خواست . يعقوب در اين همه مدت از